غزل ِ داغ ، کمی میل نداری خانم ؟
دزدکی ، زیر ِ لب : ـ ایمیل نداری خانم ؟
تازگی چشم ِ شما خسته و بی حوصله است
چشم خوشگل کن ، ری میل نداری خانم ؟
به زبان ِ خودمانی ، تو قضاوت کن ، نه ...
هی نگو سیل نکن ! سیل نداری خانم ؟ *
سیل اشکی ست که از چشم ِ خدا ریخته است
می دهی قرض ؟ ... کمی سیل نداری خانم ؟
دل ِ من لک زده بدجور برای مُردن
یک قطار و دو قدم ریل نداری خانم ؟
بچّه بودم که شبی ، سیل زبانم را بُرد
چکمه ها ، قلّکم و ... د ِ یل ندالی خانم ؟
دلخوشی های من این دفتر ِ شعر است و کمی
غزل ِ داغ ! تو که میل نداری خانم !
* سیل در زبان لُری به معنای نگاه است !
فارسان ـ دی ۸۴